X
تبلیغات
آموزش سینما و تئاتر
 آدرس نوین ما: www.cinemaamooz.ir        خانه   ایمیل  

به آستا خوش آمدید

این برگ نخست و پایدار آستا برای راهنمایی شما در بهرمندی هر چه بیشتر از آستا و ابزارهای آن می باشد.


اخبار جدید :

1 - دامنه www.cinemaamooz.ir بر روی وبلاگ آستا نصب شد و هم اکنون با این آدرس هم می توانید به وبلاگ ما دسترسی پیدا کنید.


پیوندهای شتاب

تاریخ سینما , فیلمنامه (سناریو) ,  تدوین / مونتاژ بازیگر / هنرپیشه

تولید فیلم / فیلمسازی , کادر و عوامل تولید فیلم , تولید فیلم با هزینه کم

 کارگردان و کارگردانی: چگونه کارگردان شویم؟ , شروع ارتباطات برای کارگردانی

فيلم كوتاه: انتخاب موضوع در فیلم کوتاه , نوشتن فیلم کوتاه , ساختن فیلم کوتاه

فیلم مستند


بهربرداری از نوشتارها: رونوشت (کپی) مطالب آستا ممنوع می باشد. برای دریافت هر مطلب زیر آن می توانید نسخه پی دی اف (PDF) آن را بیابید.

کسانی که برای کارهای تحقیقاتی یا نوشتن کتاب نیاز به مطالب ما دارند در بخش نظرات یا ایمیل نام کامل مطلب را بنویسند و ما در کوتاه ترین زمان نسخه اصلی (doc) مطلب را به ایمیل شما خواهیم فرستاد.

پرسش ها: از آنجا که میزان پرسش های شما بسیار است و همه آنها در توان و پیشه نویسندگان آستا نمی باشد خواهشمندیم به گروه آستا در یاهو و فیس بوک بپیوندید. در این دو گروه نویسندگان و هنرمندان دیگر عضویت دارند که ممکن است درباره پرسش شما گرایش بیشتری داشته باشند در نتیجه پاسخ بهتری به شما خواهند داد. بیشتر بداتید: به گروه آستا بپیوندید

همکاری: ما به نویسندگان تازه برای افزایش نوشتارهای آستا نیازمندیم. اگر تمایل دارید با ایمیل یا بخش دیدگاه های وبلاگ با ما تماس بگیرید. درباره دیگر همکاری ها بیشتر بدانید: همکاری با آستا



+ نوشته شده در  جمعه 22 دی1391زمان   بدست امید  | 

روان‌شناسی رنگ‌ها


روان‌شناسی رنگ‌ها
          
           
 



     

رنگ چیست؟
در سال 1666، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.

آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.

تاثیرات رنگ‌ها از نظر روان‌شناسی
با وجودی که اثر رنگ‌ها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق می‌کند امّا برخی از تاثیرات رنگ‌ها دارای معنی یگانه‌ای در سراسر جهان هستند. رنگ‌هایی که در طیف رنگ‌ها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگ‌های گرم شناخته می‌شوند که این دامنه‌اش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است.

رنگ‌هایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگ‌های سرد نامیده می‌شوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگ‌ها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بی‌تفاوتی را به ذهن آورند.

روان‌شناسی رنگ‌ها به عنوان روش درمان
در برخی از فرهنگ‌های قدیمی، از جمله مصری‌ها و چینی‌ها، از رنگ‌ها برای درمان استفاده می‌شده است. این کار که گاهی به آن نور درمانی یا رنگ شناسی نیز گفته می‌شود هنوز هم به عنوان روش درمان جایگزین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این روش:

    از رنگ قرمز برای تحریک بدن و ذهن و افزایش تمرکز استفاده می‌شود.
    از رنگ زرد برای تحریک اعصاب استفاده می‌شود.
    از رنگ نارنجی برای بالا بردن سطح انرژی استفاده می‌شود.
    از رنگ آبی برای کاهش درد و تسکین بیمار استفاده می‌شود.
    از رنگ نیلی برای تسکین ناراحتی‌های پوستی استفاده می‌شود.

اغلب روان‌شناسان به رنگ درمانی به دیده شک و تردید می‌نگرند و می‌گویند که درباره تاثیرات احتمالی رنگ‌ها اغراق شده و رنگ‌ها در فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بسیاری از موارد، تاثیرات رنگ‌ها در تغییر حالت افراد، تاثیراتی زودگذر و موقتی بوده است. برای مثال، قراردادن افراد در اتاق آبی ممکن است در ابتدا احساس آرامش در آن‌ها به وجود آورد امّا این اثر پس از آن که آن‌ها آرامششان را بازیافتند، به تدریج کاهش خواهد یافت.
 


متن کامل را بخوانید
+ نوشته شده در  جمعه 5 مهر1392زمان   بدست ایمان روزبهانی  | 

جلسه اول آموزش بازیگری : نکات طلایی برای بازیگر های مبتدی

در این مطلب قصد گفتن چندین نکته طلایی را برای مبتدی ها داریم که بسیار میتواند به زیبایی اجرای آنها کمک کند. از نظر من بازیگری یعنی این که خودم را به مدت کوتاهی از خودم دور کنم و کسی باشم که هیچ وقت نخواهم بود و در آن موقعیت به ضعف ها و اشکالات خودم پی برده و خودم را اصلاح کنم. دقیقا مثل یک زندگی مجاری دوم می مونه که می توان در آن زندگی کرد.

در این مطلب که برگرفته از مبانی و اصول بازیگری است ما به شما چندین نکته طلایی می گوییم که در اولین اجرا برای مبتدی ها خیلی مهم هست و می تواند اجرای آن ها را تا چندین برابر زیبا و قوی تر کند. این نکات هم برای بازیگری سینما و هم برای بازیگری تئاتر کاربرد دارد اما برای تئاتر مفید تر است زیرا در سینما چیزی وجود دارد به نام تصویربرداری دوباره و در صورت زیبا بازی نکردن قابلیت اجرای دوباره نقش وجود دارد ، اما در تئاتر فقط در آن زمان شما یک بار در عمرتان می توانید آن نقش را ایفا کنید و دیگر در صورت اجرای بد آن راه برگشتی وجود ندارد. برای همین اجرای هرچه قوی تر و بی عیب تر آن بسیار حائز اهمیت است.

http://s3.picofile.com/file/7727221826/bazigari.jpg

1. نترسید !

اولین چیز حائز اهمیت قطعا روبرو شدن و دست و پنجه نرم کردن با صحنه و ترس اولیه از آن است ! از صحنه نترسید. برای فراموش کردن موضوع و کنار آمدن با آن کافی است فقط روی نقش خود تمرکز کنید و به هیچ چیز دیگری توجه نکنید. فقط نقش خود را به خوبی ایفا کنید و از نوری که روی شما متمرکز است لذت ببرید و کاری کنید که باید بکنید. البته ترس از صحنه قطعا بعد از چندین بار رفتن به روی صحنه از بین می رود و راحت تر با آن کنار می آیید. البته ناگفته نماند که همیشه بخشی از ترس در صحنه در شما باقی خواهد ماند که باعث هوشیاری شما و اجرای بهتر بر روی صحنه می شود.

2. ماشینی نباشید !

شما ربات نیستید ! قرار نیست شما از روی فیلمنامه و نمایشنامه برای بینندگان خود بخوانید. قرار نیست آنها را حفظ کرده و مانند یک ربات و ماشین آن ها را بازگو کنید. چیزی که بازیگران خوب را از بقیه جدا می کند حس و باور کردن اجرا است. شما باید با حس نقش خود را ایفا کنید و نه اینکه مانند یک ربات خشک و ساده ایستاده و دیالوگ ها را بازگو کنید. برای اینکار نقش خود را باور کنید و همانظور که گفتم در زمان اجرا در آن نقش زندگی کنید. بینندگان به راحی و سرعت متوجه حالت ماشینی و بد بودن اجرا شده و از آن لذت نمی برند. هیچوقت تا وقتی که واقعا بازی و نقش خود را درک نکرده اید حتی یک کلمه هم چیزی نگویید. سعی کنید چندین بار فیلمنامه و نمایشنامه را خوانده و نقش را باور و درک کرده و سپس برای اجرای آن به روی صحنه بروید.

3. بازیگری تمام باور و خلاقیت است !

همانطور که در مقدمه گفتم بازیگری یعنی زندگی کردن در یک دنیای مجازی دوم ؛ همش باور است. برای داشتن یک اجرای خوب کافی است که بینندگان شما این را باور کنند که شما همان کسی هستید که در نمایشنامه و فیلمنامه نوشته شده است. برای اینکار کافی است ابتدا خودتان این را باور کنید. برای سفر بیبن دنیای واقعی خود و دنیای نقشی که هستید کار سختی نیست. کافی است که فقط این را باور کنید و کمی خلاقیت داشته باشید تا نقش را به زیباترین شکل ممکن اجرا کنید.

4. یک بازیگر باید یک فیلسوف ورزشکار باشد !

یک بازیگر باید از ذهن و بدنش برای اجرای هر چه بهتر نقشش نهایت استفاده را ببرد. ذهنش باید قابلیت فهم چیز ها را داشته باشد و بدنش باید توانایی به تصویر و اجرا کشیدن آن موضوع را داشته باشد و بتواند با کمک حرکات دست و صورت و بدن نهایت اطلاعات و حس را به بیننده منتقل کند. منظور از فیلسوف بودن خلاق بودن و قوی بودن ذهن شماست که باید موضوع را درک و به خوبی به اجرا بگذارد و منظور از ورزشکار بودن این است که باید با حرکات درست و بجا این ارتباط را با بیننده تکمیل کند. نباید همش خشک و ایستاده باشید و با استفاده از اطلاعات ذهنی پیام و موضوع را به بیننده انتقال دهید و نباید اینور و آنور دویده و فقط به حس بینایی تکیه کنید. حتما باید این توازن را در اجرای خود رعایت کنید.


http://s3.picofile.com/file/7728103010/acting_35.jpg


برچسب‌ها: آموزش بازیگری, مقدماتی, بازیگری, نکات طلایی, هنرپیشگی
متن کامل را بخوانید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1392زمان   بدست فرزاد شهاب  | 

درس های دیوید گریفیث

 درس های دیوید گریفیث برای نویسندگان تازه کار



داستان‌های سینمایی و تلویزیونی، همه با پرسش و پاسخی شکل می گیرند. شما اگر بتوانید به همه پرسش ها پاسخ دهید یعنی اینکه به اجزای فیلمنامه تان مسلط هستید و فرایند نوشتن پس از آن خیلی سریع خواهد بود.

در سطح داستان، باید بپرسید:

· داستان من واقعاً در مورد چیست؟

· چه چیزی می‌خواهم بگویم؟

· قلاب بزرگ داستان چیست؟

· چه چیزی داستان را سینمایی (یا تلویزیونی) می‌کند؟

· چرا خیلی بهتر از هر چیز دیگری است که تا به حال دیده‌ام؟

· آیاحاضرم برای دیدنش پول بدهم؟



در سطح شخصیت باید بپرسید:

گره‌افکنی:

موقعیت

· شخصیت اصلی من کیست؟

· چه می خواهد؟

· چگونه می‌‌توانم نشان دهم که چه می‌خواهد؟

· احتیاج دارد چه چیزی را درباره دنیا یا خودش بیاموزد تا به چیزی که می‌خواهد دست یابد؟

· چگونه می‌توانم به‌طور تصویری نشان دهم که به چه چیز احتیاج دارد؟

دانلود: امکان دریافت این مطلب بزودی


برچسب‌ها: داستان نویسی, ادبیات داستانی
متن کامل را بخوانید
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1391زمان   بدست ایمان روزبهانی  | 

زن و سینمای ایران

نگاهی به زن در دوره های سینمای ایران


زن در سینما (دوره‌ی پهلوی دوم)

سینمای ایران از دوره‌ی حیات دوم خود كه با فیلم «توفان زندگی» (1327)، تولیدش را آغاز كرد از نظر ساختار ذهنی، سینمایی رؤیاپرداز و معلول شرایط ویژه‌ی سیاسی - اجتماعی بود.

استبداد پهلوی دوم در روند رو به رشدش تا دهه‌های 30 و 40 در واكنشی موذیانه، قوانین و اصول خودش را در برابر نیروهای رو به رشد مردم علم كرد و سعی كرد آگاهی مردم را كم كند.

پس از نظامنامه‌ی نمایش فیلم در سال 1309 با یك بازنگرش آیین‌نامه‌ی پانزده ماده‌یی سانسور در خرداد 1329 تصویب شد.

بر اساس این قوانین كه در آن‌ها به برخورد فیلمساز با مسایل اجتماعی اشاره نشده بود، از سوی نمایندگان وزارت كشور، وزارت فرهنگ، شهربانی، اداره‌ی انتشارات و ساواك و سانسور اداره‌ی نمایش وزارت كشور، كتباً به تمام استودیوها ابلاغ شد اگر صحنه‌های نامناسب در فیلم‌ها باشد، شدیداً سانسور خواهد شد؛ صحنه‌هایی از قبیل عملیات گانگستری و زد و خورد و نشان دادن زندگی فقیرانه‌ی مردم. این دوره‌یی بود كه نظام پلیسی كشور از حكومت نظامی به ساواك (سازمان اطلاعات و امنیت كشور) تغییر شكل داده و خشن‌تر شده بود.

صدیقه سامی‌ نژاد معروف به روح‌انگیز (۱۳۷۶ - ۱۲۹۵)

سینمای رؤیاپرداز با فیلمفارسی

سینمای رؤیاپرداز ایران به دلیل ابتذال و دور بودن از واقعیت‌های جامعه توسط منتقدی سینمایی به نام دكتر «امیرهوشنگ كاووسی» لقب «فیلمفارسی» گرفت، یعنی سینمایی كه فقط فارسی حرف می‌زند و از صنایع هنری و تفكر جامعه‌شناسانه به‌دور است.

واژه‌ی تركیبی فیلمفارسی بعدها واژه‌ی تهاجمی برای از میدان به‌در كردن برخی از فیلم‌ها شد و هنوز در سینمای نوشتاری پس از انقلاب اسلامی برای توصیف برخی از فیلم‌ها این واژه، استفاده می‌شود.

سینمای ایران از سال‌های اولیه‌ی تولید از كشش و جذابیت بازیگران زن بهره گرفت. این روند تا سال 1357 تداوم یافت.

جامعه‌ی سنتی ایران پس از انقلاب مشروطیت به‌ویژه به دنبال «حركت‌های نوگرایانه‌ی» اجباری حكومت پهلوی اول به تمدن غرب گرایش پیدا كرد و تحولاتی در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی جامعه پدیدار شد، اما این نوگرایی با مقاومت اقشار سنتی جامعه روبه‌رو شد و به این ترتیب چالش نوگرایی و سنت‌گرایی، یكی از تعارض‌های مهم جامعه‌ی ایران را شكل داد. این تعارض با نشیب و فرازهایی تا به امروز ادامه پیدا كرده است.

سینما یكی از دستاوردهای مهم جهان به حساب می‌آید و این پدیده پنج سال پس از پیدایش در غرب (فرانسه) توسط مظفرالدین‌شاه به جامعه‌ی سنتی ایران راه یافت كه از همان زمان به عنوان پدیده‌یی كفرآمیز مورد نكوهش قرار گرفت.

 دانلود: امکان دریافت این مطلب بزودی


برچسب‌ها: تاریخ سینمای ایران, سینمای ایران
متن کامل را بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه 11 آذر1391زمان   بدست امید  | 

چرا کتاب، چرا داستان؟

شاید مهم ترین چیزی که یک نویسنده باید بداند این است که چه کاری را انجام می دهد. یک نویسنده همچون پزشکی است که چاقوی جراحی روح آدمی در دست اوست. کوچکارین اشتباه و حرکت اضافه منجر به مرگ مخاطب خواهد شد!!!

بحث حول اینکه چرا نوشتار  تاثیر گذار ترین رسانه است ،بحثی روان شناسانه و نیز انسان شناسانه است؛ بحث بر این موضوع که تخیل انسان چگونه فعالیت می کند ،چگونه تصور اتفاق می افتد ،و اساسا وقتی می گوییم فلان چیز را تصور کردم ، یعنی دقیقا چه کار کردم!!!

اینها مباحثی است که روزانه با آنها سر و کار داریم ،مخصوصا اگر قرار است در مقام صاحب این رسانه قرار بگیریم و از صفر تا صد این کار را خودمان انجام دهیم.

اما فعلا اجالتا برای معرفی اهمیت و حساسیت نویسندگی به ذکر نکاتی چند از این موضوع می پردازیم.

همه فعالیت های فرهنگی در جوامع یک هدف دارند و آن هم تغییر نگاه مردم به زندگی است.

ببینیند موضوع ساده است،اگر شما  می خواهید از انسانهایی ماهانه پول بگیرید دو راه دارید:

1-    کسانی را اجیر کنید که به زور از آنها پول بگیرند

2-    کاری کنید که فکر کنند این پول دادن به نفع خودشان است و نتیجتا داوطلبانه پول بدهند،در این حالت اگر احساس کنند که اگر  قدر پول بیشتر ی بدهند به نفع بیشتری میبرند  ،بیشتر پول خواهند داد.

قطعا اتفاق دوم از هر جهتی عقلایی تر است.

منظور اینکه کِی میگوییم کسی کار فرهنگی خوبی کرده؟داستان خوبی نوشته؟فیلم خوبی ساخته؟

وقتی تاثیر گذاریش در مخاطب بیشتر باشد ؛ (فعلا با محتوا کاری نداریم)و حالا کی تاثیر گذاریش بیشتر است؟ زمانی که اتفاقات طی یک داستان و یا فیلم به زندگی فرد نزدیک تر باشد.

ببینید حیفم می آید حرف آخر را اول بگویم.

اما سوال؟

فرض کنید کسی خشونت را دوست دارد این فرد یک فیلم خشونت امیز ببیند بیشتر تاثیر می پذیرد یا یک بازی خشونت آمیز بازی کند؟


برچسب‌ها: داستان نویسی
متن کامل را بخوانید
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 مهر1391زمان   بدست حسین نظری  | 

لیست فرهنگسرا و نگارخانه ها

لیست فرهنگسراها، خانه های فرهنگ و نگارخانه های ایران و نحوه دسترسی و اطلاع از آنها


یکی از مشکلاتی که هنرمندان و هنردوستان تازه کار و جوان به خصوص در شهرستانها معمولآ با آن رودرو می شوند و به من گلایه می کنند نبود امکانات کافی برای هنرمندان از جمله تجهیزات، آموزشگاه و کتاب است. از اینرو آستا به همراه گروه آستا تلاش دارد فرهنگسراها و خانه های فرهنگ ایران را به شما هنردوستان معرفی کند و در این راه کمک شما در بروز رسانی اطلاعات دقیقتر می تواند کمک شایانی به ما کند.

در مطالب آینده نیز سعی خواهیم کرد کتابخانه ها و کتابفروشیهای عمومی و مجازی را معرفی کنیم. خواهشمندیم در این راه به ما بپیوندید و اطلاعات اماکن فرهنگی شهرستان خود را که در این لیست ها موجود نیست برای ما بفرستید.

برای اطلاعات بیشتر از وب سایتهای معرفی شده دیدن فرمایید و یا با شماره تلفن ذکر شده تماس حاصل فرمایید.

سایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران

فرهنگسرای مجازی

نگارخانه ایرانی

 

لیست کامل در ادامه مطلب


متن کامل را بخوانید
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مهر1391زمان   بدست امید  | 

متافیزیک در سینما

بررسی حضور متافیزیک در سینما


قبل از ورود به بحث برای اینکه دامنه‌ی موضوع مشخص شود ناگزیریم برخی واژگان کلیدی را تبیین کنیم و با ارائه‌ی توضیح مختصری پیرامون «متافیزیک» و «سینما» مسیر پیش روی‌مان را روشن‌تر کنیم.

 ابتدا از متافیزیک آغاز می‌کنیم؛ دکارت که اکنون او را به عنوان پدر فلسفه‌ی جدید غرب می‌شناسیم در نامه‌ی خود به پیکر – مترجم اصول فلسفه به فرانسوی – چنین می‌نویسد:

«بدین سان کل فلسفه به مانند درختی است که ریشه‌ی آن متافیزیک، ساقه‌ی آن فیزیک و شاخه‌هایی که از ساقه درمی‌آیند چون دیگر علوم‌اند»(۱) این تمثیل دکارت از اهمیت و جایگاه متافیزیک در فلسفه حکایت می-کند؛ اما به راستی متافیزیک چیست؟ امانوئل کانت - یکی از پنج ابر فیلسوف تاریخ اندیشه‌ی غربی‌– سال‌ها بعد از دکارت در مقدمه‌ی شاهکار فلسفی‌اش نقد عقل محض با اشاره به این تمثیل دکارت خبر از مرگ متافیزیک و افتادن آن در بستر احتضار می‌دهد. از متافیزیک دو معنی را می‌توان اراده کرد:

۱) متافیزیک به عنوان تمایلی طبیعی برای مطرح کردن مسائلی مانند خدا، خلود نفس و آزادی اراده – که از مسائل عمده‌‌ی مابعد الطبیعه هستند – و کانت مخالفتی با این تلقی از متافیزیک ندارد.

۲) متافیزیک به عنوان علم یعنی معرفت علمی به حقایق فوق حسی‌. کانت معتقد است این تلقی از متافیزیک هرگز تحقق نیافته است. به عبارتی دیگر کانت در متافیزیک به معنای خاص که شامل معرفت علمی به حقایق فوق حسی می‌شود تردید می‌کند وگرنه تفلسف کانت راجع به متافیزیک و تردید در آن در تلقی عام از متافیزیک خود متافیزیک بمعنی الاعم است.

قبل از کانت فلاسفه معرفت را مطابقت ذهن با متعلقات آن می‌دانستند اما کانت معرفت را مطابقت متعلقات با ذهن ما تعریف کرد. انقلاب کپرنیکی کانت در واقع زمینه‌ساز نگاه سوبژکتیو انسان مدرن به جهان شد. نگاهی که نتیجه‌ی منطقی‌اش دو پارگی جهان ذهن و عین است. در چنین جهان دو پاره‌ای بود که سینما متولد شد. سینما مدرن‌ترین و تأثیر‌گذارترین هنر دوران ماست. امروز سینما را در کنار نقاشی، موسیقی، معماری، ادبیات، تئاتر، تندیس‌گری هنر هفتم می‌نامیم. در نگاهی اجمالی شاید بتوانیم سینما را این‌گونه تعریف کنیم «پدیده‌ای است ارتباطی، القاگر، متشکل از بیست و چهار بار بینش در ثانیه از حضور، حرکت و تحول واقعیت»(۲)

دانلود: برای دریافت نسخه PDF مطلب و پرینت آن اینجا کلیک کنید.


متن کامل را بخوانید
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1391زمان   بدست ایمان روزبهانی  | 

کالبد شکافی فیلمنامه

کالبد شکافی فیلمنامه

معنا و مفهوم دادن به طرح اولیه از طریق ساختار نمایشی

با در دست داشتن فیلمنامه و یا طرح اولیه فوق الذکر، وظیفه عملی من به عنوان فیلمنامه نویس در جهت معنا بخشیدن به این طرح ، گسترش وقایع آن و هویت دادن به شخصیت هایش شروع می شود که باید یکی از دیگری به ان ها  بپردازیم و رویداد های داستان را تا رسیدن به هدف، مرحله به مرحله پیش برد.

باید از همان اولین قدم بدانیم چه می خواهیم؟ هدفمان چیست ؟

نیروهایی که در اختیار فیلمنامه نویس قرار گرفته اند اشخاص بازی او هستند که در چارچوب طرح و توطئه ای سنجیده باید به کار گرفته شوند تا با بهره وری از ساختار نمایشی مناسب ، او را در رسیدن به هدف یاری دهند.

یک فیلمنامه ممکن است داری چندین هدف فرعی باشد، و حتما هم باید باشد. این اهداف فرعی اما، در سلسله مراتبی قرار می گیرند که در هر لحظه فقط یک هدف تمامی نیروهای را به خود متوجه می سازد یعنی یک هدف به تمامی نیروها دستور می دهد و تکلیف می کند که برای رسیدن به ان چه باید بکنند. هنگامی که نیرویی، در فرایند تصاعدی خود؛ به نزدیک ترین هدفی که در مقابلش قرار دارد برسد ، هدف و جمیع اهدافی که در سطح آن قرار دارند خود نیروهایی می شوند که از یک هدف دیگر که در سطحی بالاتر قرار دارد تبعیت می کنند و این ماجرار را تا رسیدن به هدف اصلی ، که در نقطه اوج آن قرار دارد . به همین منوال ادامه می یاد.

بدون هدف نمی دانیم چه باید انجام دهیم و یا با داشتن چند هدف در یک لحظه سرگردان می مانیم که اول به کدام بپردازیم از این رو ، هنگام نوشتن فیلمنامه ، ابتدا محل هیجان انگیز ترین برخورد های آن را که مهم ترین بحران فیلمنامه به حساب خواهد آمد معین می کنیم. این نقطه ، نقطه اوج کل فیلمنامه است  که پیام اصلی فیلمنامه را در عریان ترین صورت و در شدیدترین وضعیت هیجانی خود به تماشا کن ارائه می دهد. این مسئله فصل بندی فیلمنامه است.

دانلود: برای دریافت نسخه PDF مطلب و پرینت آن اینجا کلیک کنید.


متن کامل را بخوانید
+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1391زمان   بدست ایمان روزبهانی  | 

انقلاب مشروطه و سینمای ایران

انقلاب مشروطه و موقعیت متزلزل سينمای ايران


سینما توگراف آدم تربیت می کند'

(ناصرالدین شاه آکتور سینما و محسن مخلمباف)

سینما در غرب از دل تحولات اجتماعی و از بطن زندگی مردم زاده شد و در کافه ها و زیرزمین ها رشد کرد اما در ایران استبداد زده عصر قاجار، سینما به عنوان اسباب بازی ملوکانه و وسیله لهو و لعب شاهانه وارد جامعه ای بسته و سنتی شد که از عقب ماندگی و تازیانه و جهل و استبداد به ستوه آمده بود و تشنه آزادی و تجدد بود.


صحنه ای از فیلم ناصرالدین شاه آکتورسینما ساخته محسن مخملباف

فرمان مشروطیت در ۱۲ مرداد ۱۲۸۵ هجری شمسی صادر شد و اگر آغاز پیدایش سینما در ایران را سال ۱۲۸۳ یعنی دایر شدن نخستین سالن سینما در خیابان چراغ گاز تهران به وسیله میرزا ابراهیم خان صحاف باشی بدانیم، می بینیم که سرنوشت و تاریخ سینما در ایران به نوعی با سرنوشت و تاریخ انقلاب مشروطیت و جنبش مدرن خواهی در ایران، گره خورده است.

دوربین فیلمبرداری گومون بزرگ ترین و مهم ترین سوغات فرنگ مظفرالدین شاه به ایران بود. در پاریس بود که شاه قاجار ورود هیئت ایرانی به پاریس را در ۱۲۷۹ شمسی برای نخستین بار بر پرده سینما دید و پس از آن شیفته دستگاه سینماتوگراف شد و دستور داد عکاس باشی آن را خریده و با خود به ایران بیاورد.

مظفرالدین شاه در سفرنامه مبارکه اش می نویسد: " خیلی جالب بود. به عکاس باشی دستور دادیم که همه انواع آن را بخرد و به تهران بیاورد بلکه به امید خدا بتوانیم اینجا فیلم بگیریم و برای نوکران خود نشان دهیم."

به این ترتیب آغاز سینما در ایران برخلاف پیدایش آن در آمریکا یا فرانسه (نخستین تجربه های ادیسون و برادران لومیر) در پیوند با زندگی توده های عادی مردم نبود.

مظفرالدین شاه قاجار در واقع نخستین بازیگر ایرانی بود که در فیلمی مستند به کارگردانی میرزا ابراهیم خان عکاس باشی، در نقش خود ظاهر شد. به گفته احمد میر احسان منتقد سینما (درگفتگو با نگارنده)، ظاهرا پادشاه قاجار در این فیلم، سینما را بازیچه خود قرار داده بود اما در واقع سینما، پوزخند شاه را به بازیچه تبدیل کرده بود چرا که شاه بر پرده سینما، شاه با ابهتی نیست بلکه فردی بیمار و فرتوت و در آستانه مرگ است. تصاویر مستند عکاسباشی از دربار شاه قاجار، نمایشگر چالش مدرنیته و سنت در جامعه ای بود که انقلاب و تحولاتی عظیم و پایان استبدادی کهنه و فرتوت را انتظار می کشید.

یادم می آید وقتی برای اولین بار با لورا مالوی نظریه پرداز مشهور سینما آشنا شدم، اولین موضوع صحبت ما پیرامون تاریخ سینمای ایران بود. چیزی که بیش از همه برای لورا مالوی جالب بود داستان ورود سینما به ایران بود. به اعتقاد مالوی، به جز ژاپن، ایران تنها کشوری است که سینما توسط دستگاه سلطنت وارد آن می شود و گسترش می یابد. برخلاف کشورهای صنعتی غرب، سینما در ایران به عنوان یک هنر مردمی و عامه پسند در کافه های زیر زمینی و چادرها شکل نگرفت بلکه به عنوان سرگرمی سلطان قاجار و نوکران دربار و زنان حرمسرای او وارد شد.

دوربین برادران لومیر خروج کارگران از کارخانه را ثبت و در زیرزمین گراند کافه پاریس برای عموم مردم به نمایش گذاشت، در حالی که دوربین فیلمبرداری عکاس باشی، فیلمبردار مخصوص دربار قاجار پس از ورود به ایران در کاخ شاه حبس شد و عکاس باشی اجازه فیلمبرداری از بیرون کاخ و مردم عادی را نیافت. اما همان فیلم های به جا مانده از درون کاخ، تصویر روشنی است از موقعیت پریشان و متزلزل شاه قاجار که به زودی طوفان انقلاب مشروطیت بساط دودمان او را بر می چیند. محسن مخلمباف، در فیلم "ناصرالدین شاه آکتور سینما"، با زبانی طنزآمیز و به زیبایی، این کشمکش دراماتیک بین هنرمند (عکاسباشی) و قدرت (دربار قاجار) را نشان داده است.

بنابراین سینما توسط لایه ها و اقشاری به جامعه ایران معرفی می شود که هیچ ارتباطی با جریان مدرن به طور عام و سینما به عنوان یک پدیده مدرن به طور خاص ندارند و از نظر تفکر سیاسی و اجتماعی به اقشار بسیار مرتجع سنتی وابسته اند. علت توجه آنها به سینما کاملا شخصی است. آنها صرفا می خواهند کنجکاوی خود را ارضا کرده یا حداکثر اهل دربار را سرگرم کنند. آنها به فکر رشد و توسعه سینما نبودند چرا که ذات سینما با ماهیت سنتی و واپس گرای آنها همخوان نبود.

دانلود: برای دریافت نسخه PDF مطلب و پرینت آن اینجا کلیک کنید.


برچسب‌ها: تاریخ سینما, تاریخ سینمای ایران, سینمای ایران
متن کامل را بخوانید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1391زمان   بدست امید  |